کرامت؛حکمت؛ایمان

نزدیک تر از ما به ما... تا او راهی نبود، ولی ما در راه ماندیم... در خودمان...

نزدیک تر از ما به ما... تا او راهی نبود، ولی ما در راه ماندیم... در خودمان...

کرامت؛حکمت؛ایمان

*هــوالحکیــم*

دکترینولوژی (یا قاعدة القواعد) دانش تبیین و تشریح قواعد ذاتی حاکم بر خلقت و طبیعت و قواعد ذاتی حاکم بر اعمال موجودات، به ویژه بشر است.

تبیین این قواعد برای جامعه‌سازی الزامی است. لذا موضوع دانش دکترینولوژی، مطالعه‌ی جامعه از حیث «باید»، مبتنی بر قواعد ذاتی حاکم بر خلقت، طبیعت و رفتار موجودات و انسان است.


اسلام

حکمت شغاف

واژه­‌ی فارسی دل، در قرآن چند مفهوم جایگزین دارد، مانند صدر، شغاف، قلب، و فؤاد. کلمه‌‌ی دل در زبان فارسی گاهی با پسوند، به شکل «دلبری» یا «دل­ربایی» بیان می­شود؛ حالتی که محبت کسی، دل کس دیگری را می­ رباید. این ظرفیت در انسان، مربوط به شغاف اوست. این قابلیت در انسان، در قصه­ ی دلبری یوسف (ع)و ربودن شغاف زلیخا توسط حب وی، به زیبایی در قرآن ترسیم شده است[1]. شغاف استعداد و توانایی بالقوه­ ای در انسان است که در تاریخ بشر عموماً مغفول مانده است و به ندرت در کسان و اشخاص بالفعل شده است. بسیاری از کسانی که در طول تاریخ در جوامع گوناگون، به مدارج بالای اجتماعی از هر حیث رسیده­ اند، در انتهای عمر خود از یک گمشده یا خلاء و یا کمبود در وجود خود شکوه نموده­ اند، و آن کمبود چیزی نبوده و نیست جز بی­ توجهی به شغاف، و تهی نگه­داشتن آن، یا بهره­ گیری نادرست و مخدوش این جزء مهم وجود انسان.


مکتب حب و بغض

بشر نسبت به کسان یا اشیاء و افعال، عموماً یا حب می­ ورزد یا بغض. دلی که مملو از دشمنی یا دوستی، عشق یا نفرت، و حب یا بغض کسان یا اشیاء می­گردد، بخشی از نیروی محرک انسان، و عامل انگیزه­ بخش او در گفتار و کردار است. لذا تحقق حب و دوستی و عشق مطلوب و مشروع، و بغض و دشمنی و نفرت منطقی و صحیح از ارکان تأدیب حقیقی است. شغاف، کانون حب و بغض در انسان است و مکتب حب و بغض، در تأدیب و در سلامت جایگاه رفیعی دارد.


قاعده‌ی انس

یکی از تلقی­ های رایج از مفهوم انسان به واژه­ ی انس برمی­گردد؛ انسان موجودی انس گیرنده است. اگر این تلقی از انسان پذیرفته شود، مؤلفه­ ی انسانیت، در انس­ گیری وی و بالطبع، این ظرفیت انس­ پذیری نیز مربوط به شغاف اوست. انس بشر با کسان یا اشیاء، حاصل مؤانست او و نتیجه­ ی حب و تعلق­ خاطر و علاقه و عشق و دوستی وی با آن اشیاء یا کسان است. انس با دیگران بر مبنای فطرت، قاعده­ ی انس نام دارد.

هرگاه سخن از مخدوش شدن موضوع انسانیت در جوامع بشری به میان می­آید، در قابلیت انس­ پذیری انسان مخدوش و صحیح­تر این که منحرف شده است.

وقتی انس ­پذیری بشر تحریف یا منحرف می­گردد، او به مرض شغاف مبتلا شده است. شفای شغاف به تأدیب آن صورت می­پذیرد، که دو مرحله­ ی اساسی دارد:

1- بشر با چه کس یا چه چیز انس گیرد؟ آیا هر کس یا هر شیئی ارزش انس و مؤانست انسان را دارد؟! پس موارد و مصادیق و متعلق ­های انس­گیری انسان بایستی به دقت پالایش و بازگزینش شوند.

2- این که موارد و مصادیق حب و بغض و عشق و نفرت و دوستی و دشمنی انسان کیستند یا چیستند؟ هر کس، چه اشیاء یا کسانی را محبوب می­دارد و چه افعال یا اشخاصی را مغضوب؟! لذا مصادیق و متعلق­ های حب و بغض و دوستی و دشمنی انسان نیز بایستی به دقت پالایش شوند.

 

در واقع آنچه در طول تاریخ از جنایت­ های فردی تا جنگ­ های جهانی رخ داده است، همه ریشه در حب و بغض­ ها و عشق و نفرت­ ها داشته و دارد. درمان این دردهای تاریخی و اجتماعی و فردی، به درمان شغاف بستگی دارد.

تفکر مدرن در غرب برای شغاف الگو و جای­گزینی ندارد. هم­چنین مصادیق و متعلق­ های حب و بغض در اندیشه­ ی مدرن با تلقی اسلامی تفاوت­ های گسترده و فاحشی دارد. مفهوم انس، و بالطبع انسان نیز در مدرنیسم با توجه به گزاره­ هایی چون Manو Antropos تفسیر دیگری دارد.



1. وَ قالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُراوِدُ فَتاها عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِی ضَلالٍ مُبِینٍ (قرآن الکریم، سوره­ ی یوسف، آیه­ ی 30)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">